السيد الخامنئي

31

چهار كتاب اصلى علم رجال ( فارسي )

از اختيار الرجال نقل كرده است . از برخى كلمات علامه در كتاب خلاصه استفاده مىشود كه وى نسخهء اصل كتاب كشى را داشته چه ، در مواردى مطلبى را از كشى نقل مىكند با عبارت : « ذكره الكشى » يا « قال الكشى » ، در حالىكه از مطلب مزبور در اختيار الرجال نشانى نيست . ليكن با توجه به اينكه علامه در كتاب خلاصه عين عبارات صاحبان اصول رجاليه را نقل مىكند نه تنها مطالب آنان را ، بلكه مىتوان مطمئن بود كه در موارد مزبور ، عبارت « ذكره الكشى » يا « قال الكشى » نيز از يكى از كتابهاى مزبور مانند كتاب نجاشى يا فهرست شيخ گرفته شده و از خود علامه نيست ، در اين صورت ، مطلب را آنان از كتاب كشى نقل كرده‌اند ، نه از كتاب علامه . « 39 » حاصل سخن آنكه از دورهء بعد از شيخ طوسى و نجاشى هيچ‌يك از دانشمندان اين فن از اصل كتاب كشى نشانى نيافته و سراغى نداشته‌اند و گويا اين كتاب كه قبل از شيخ نيز چندان رواج نداشته ، پس از انتخاب و تلخيص وى به كلى از رواج افتاده و برگزيدهء آن كه به خاطر برگزيننده‌اش اعتبار بيشترى مىداشته ، جاى آن را گرفته است . از اين عبارت نجاشى كه دربارهء شيخ كشى مىگويد : « له

--> وى از شاگردان شيخ بهايى است و چند تأليف در علم رجال دارد . ( 39 ) . ر . ك . قاموس ، ج 1 ، ص 36 و 37 .